صندليهايي كه از روي نشستن بلند شدند
نگاهي بر مجموعه شعر طنز «زنبورها ديابت گرفتهاند» نوشته اكبر اكسير
(....) لطفاً هر چه ميخواهيد داخلش بنويسيد
اما فقط شعر باشد.
شعر خوبي خواهد شد باور نميكنيد؟
خودم برايتان مينويسم
(شعر)
چارلز داروين در مقاله تسلط قوي بر ضعيف در مورد ادبيات اين چنين مينويسد
ادبيات ميتواند چيزي شبيه حقيقت را توليد كند به صفحه بياورد و پيش بكشد بنابراين قدرتمندتر از حقيقتي است كه توانش را در خود دارد.
زنبورها ديابت گرفتهاند دومين مجموعه از فراوردهاي فرانو اكسير، كتابي است كه در روي جلد آن ميتوانيد بخوانيد شعر طنز، اين تقسيمبندي شعر خيلي كمك ميكند كه مخاطب بداند با چه چيزي مواجه است، مواجهتي كه در مجموعه قبل خواننده، كمي از آن دلگير بود، هر چند از تبسم ذهن در اين مجموعه مخاطب، هم صاحب لبخند است هم صاحب... دلگيري كه مربوط به دنيايي خارج از محدوده درون است و در جايجاي گوشه كنارهاي اين جامعه...
شعر دهه هفتاد با تمام هايهويهايش ماهيت و شكلي داشت كه توانست به هدفهاي كوتاه مدت خود برسد و شايد به همين خاطر بود كه شاعران اين دهه با نشر هر مجموعه كار خود را تمام يافته ميپنداشتند و در مجموعه بعد شعبده جديدي از آستين خود بيرون ميآورند كه نه خرگوش بود نه كبوتر.
شايد شاعران اين دهه اعتقاد داشتند رسيدن به مقصودهاي طولاني وقت تلف كردن است. هدفهاي متضادي كه در نظر گرفته ميشد بسياري از اين شاعران را به اهداف خود رساند اما چون طيالطريق آنها بسيار كوتاه بود كمتر توانست احياي شعر را به انجام بنشيند، هر چند رگههاي زيادي در شعر هفتاد راه گشاي مسير ذهني جديدي بود كه كمتر در روندهاي شعري قبلتر از خود وجود داشت.
واژهها ميتوانند بشكنند، واژهها ميتوانند نگاه آدمها را به دنيا تغيير دهند از معناهاي مجازي به معناي حقيقي و از معناي حقيقي به معناي مجازي تغيير پيدا كنند ما از اين شكستنها و جابهجاييها هميشه ميتوانستيم در ذهن خود چيزهايي را كشف كنيم اما به واسطه خيلي مسايل ديگر هرگز فرصت بروز نداشتهايم، ما اصلهايي داشتهايم كه هرگز بدردمان نميخوردند، اصلهاي تاريخي، عرقهاي جغرافيايي كه همچنان مانند چكمههاي سربي به پاهايمان چسبيده بودند. تا فقط با سر آنها را تأييد كنيم و هرگز به سمتشان هجوم نبريم كه ببينيم كه آيا ميتوانيم آن طرف ماجرا را ببينيم يا نه. شاملوها و روياييها و خيليهاي ديگر با مشقت توانستند جايي در ادبيات پيدا كنند به واسطه تعصبها و عرقهايي كه سالها ما را به بازي ناخوشايند خود گرفته بودند.
ما كه مدعي ادبيات غني در جهان هستيم آيا كافي است به داشتهها قناعت كنيم آيا همچنين قناعت موجب آن نشدهاست كه ادبيات حركت ثابت و بدور خود را در يك دايره محدود گيج كننده همچنان ادامه دهد كه هنوز يك دانشجو فوقليسانس مثلاً الكترونيك تهران احمد شاملو را نشناسد آيا سكون اين همه سال آنقدر آزار دهنده نشده كه ميبايست طرحي نو درانداخت؟
“زنبورها ديابت گرفتهاند” از زباني نشأت ميگيرد كه تنها از زبان عموم مردم برخوردار نيست بلكه گاهي اوقات با كمك ابزارهاي لفظي و كلامي توانسته است به لطافت طنازانه خود برسد سهل و ممتنع بودن اين متنها باعث ميشود كه خواننده خاص و هم عام بتواند در راستاي هدفمندي خوانشي كه در ذهن دارد به آن مواجه شود و به جرأت ميتوان گفت كه راوي سوم ميتواند خود مخاطبي باشد كه با شعرها همزاد پنداري كرده و خود را وارد ماجرا ببيند.
شعر صفحه 23
از اتوبوس كه پياده شديم
ماشيني آنقدر بوق زد
كه خواهرم عروس شد
پدر مكانيكم
زير ماشين رفت...
اگر قرار است نظام چيدمان در راستاي نوع نگرش و وضعيت طوري تغيير كند كه بتواند خود را وارد عرصه شعر كند شعر طنز نيز ميتواند وضعيت به هنجاري متن را طوري تغيير دهد كه در حيطه شعرهاي معمول نگنجد در اين مجموعه شايد اكبر اكسير ساختاري از خود بروز ميدهد كه در طراحي و گذاشتن كلمات و جملات در جايگاههايي كه گاهي اوقات حذف به قرينه معنوي يا لفظي شدهاند و تا حدودي از شعر محض جدا شده و وضعيت مضحك آن گاهي به خواننده القا ميشود. مثلاً در اين شعر خطهاي مياني را خواننده ميبايست حدس بزند.
شعر صفحه 27
بهزيستي نوشته بود
شيرمادر، مهر مادر
جانشين ندارد
شيرمادرنخورده مهر مادر پرداخت شد
پدر يك گاو خريد
و من بزرگ شدم
اما هيچ كس حقيقت مرا نشناخت
جز معلم عزيز رياضيام
كه هميشه ميگفت:
گوساله، بِتَمرگ!
تركيب ساختارشكن در معنا و روايت براي پرداختهاي شعري و رسيدن به بازنمايي مستندگون و ماجراهايي كه ميخواهند از وضعيت دراماتيك ميخواهند دور شوند در كنار اين وجه افتراق بازخواني اثر داراي زوايايي خاص به خود گرفته حركت از سطح به عمق و از عمق به حجم شكل پيدا ميكند اما اين زوايا از حجم در چهارچوب زواياي تعريف شده قابل اندازهگيري نيست.
شعر صفحه51
پدر مخالف رژيم بود
نه از فشار ميترسيد نه از چربي
هر روزچاقتر از ديروز
.
.
.
در رژيم را رعايت كرد
رژيم، پدر را
به گزارش پزشك قانوني
بر اثر اين تصادف 28 نفر مرداد!
ويژگيهاي برخي از اين اشعار ميان نويسي آنهاست متنهايي كه خود گويي شاعر را وارد متن كرده و درهم آميخته شدن شكل و برون فكني ماهيت متن را به چند وجه گرايش ميدهد لحظههايي كه بيرون از ذهن شاعر شكل ميگيرند يا در حالت حديث نفس
(soiloguy) وضعيت برعكس ميشود گاهي اوقات او از لهجه هم براي سرودن بهره ميگيرد.شعر صفحه 69
ـالو!
من اچبر اكسير هستم فرزند مرحوم نقي اكسير
اهل آستارا، 52ساله...
كشف شهودهاي اين مجموعه اگرچه دم دستي هستند يا از ماجراهاي استفاده شده قرض ميگيرند اما تا حدودي توانستهاند راندمان طيالطريق از مبدا تا مقصد را به سلامت طي كنند هر چند ناسلامتي اهداف نيز شايد از مقصودهاي مولف بوده باشد.
شعر صفحه8
چه بانمك شدهام
ديروزكهنههاي پدر را ميپوشيدم
امروز كهنههاي پسر
مرا به نمكي بدهيد
و در ازاي آن يك سطل زباله بدهيد
راستي كي پست مدرن ميشويم؟
اين طنزها نگرش هستند معياري در ميان چند چيز
جهان و نفس
شهود و غير شهود
به طوري كه براي رسيدن به فضيلت و درونگرايي دچار سردرگمي فلسفي ميشود سردرگمي كه اكبر اكسير به آن اشاره ميكند همواره خود را در بيگانگي شديد واقع ميبيند البته نه به خاطر روابط اجتماعي پيچيده بلكه بواسطه ماهيت درون، نمونهاي از درگيري درون و برون را در شعر صفحه 18 مي شود ديد.
شاعر افغانم
در گريز مدام از خويش
شنبه در خاوران شعر
دوشنبه با تاجيكان درد
در بخار سمرقند
هار ميشوم
مسلماً اين نوع طنز به تناقض هستي پي برده لابد به تفاسير متعددي هم تن درميدهد تفاسيري كه هيچكدام به تكامل نميرسند بعضي يك جهان بيني انعطافپذير
شعر صفحه 40
سوپرمرغ مولوي افتتاح شد
سفر به باغ ملكوت يكسره
نقد و اقساط
با تورهاي گسترده هوايي
قابل توجه استادان محترم پرواز
مرغ پركنده موجود است
در اين قطعات چون تخيل و تأليف به گستردگي متون غنايي نميرسد! مسلماً به دركي نه چندان بيغرض مؤلف كه سعي در تلقين در جانبداري چند سويه شده، ايدهآلها را به سؤال ميكشند.
گفتگوي تمدنها ص 34
سگهاي جهان به صداي زيرخاك ميانديشند
عتيقهچيها به زيرخاكيها
بچهها به شير و نان
صليب سرخ به عروسك
دوربينها به شكاف صندوقهاي خيريه
جهان به شكاف تمدنها
راستي ارگ بم يا مرگ بم
كدام را تيتر بزنم؟
اكسير از درگيري رودرو با واقعيتها اجتناب نميكند بلكه از همان جا كه دلش ميخواهد خواه در كرانمندي يا بيكرانگي به دنياي گذشته و حال و آينده نگاه ميكند سطح ديدگاههاي او براي رسيدن به فضيلت را نوعي بازي ميپندارد چرا كه فضيلتها خاستگاههاي فردي هستند كه تاكنون نتوانستهاند جوابگوي سؤالهاي بشري باشند.
رويكرد اخلاقي در اين مجموعه اصالتها را زير سؤال ميبرد و چون از زبان عرياني برخوردار نيست گاهي اوقات نتوانسته جوابگوي خواستههاي نگارش شاعر باشد.
اكبر آقا به اين بسنده كرده كه بايد قضاوتهاي اخلاقي دروغين را طرد كرد.
اريك فرم
شايد اين دست نوشتهها كه در بالا ذكر شده نگاه دوستانهاي به خود اكسير و شعرهايش و محبتي كه از طرف اطرافيانش منعكس ميشود به خصوص مليحه عزيز باشد كه بعد از سالها ما را از ياد نبردند و محبتشان را بيدريغ نثار اين بنده حقير كردند.
مناسب است كه اين مرور به همراه گاهي اوقات صندليها هم ميتوانند بنشينند خوانده شود كه براي كتاب اول فرانو آقاي اكسير نوشته شدهاست، تا به بافت فنيتر در مورد اين نوع آثار نايل آييم.
سيامك عشاقي
